باد زنجره ات را می آوردپلک هایتهنگامه ی تندرخسته و سرخبر خیزاب غنوده اند.
کوچک شده ای،کودکی بی مادر،بر پهنه ی سنگلاخبا زانوان زخمیاز زمین خوردن های در غبار
لرزان سرود می خوانیچرا که ترسلب به سکوت گشوده استو سوار بر ارابهاز سرزمینی،به سرزمینیهجرت می کند،و تو را می بردو زنجره ات
برچسب:
نویسنده: رادین میرزایی
تاريخ: جمعه
2 ارديبهشت
1401 ساعت: 5:14